[صفحه اصلي ]     [ English ]
Society of iranian value engineering
بخش‌هاي اصلي
صفحه اصلی::
درباره انجمن::
بخش آموزش::
امکانات پايگاه::
اخبار پايگاه::
ثبت نام::
کنفرانسها::
مراکز مرتبط::
انتقادات و پيشنهادات::
اعضای انجمن::
کميته‌های تخصصی::
تماس با ما::
::
جستجو در پايگاه

جستجوي پيشرفته
..
دريافت اطلاعات پايگاه
نشاني پست الكترونيك خود را براي دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه، در كادر زير وارد كنيد.
..
لينکهای مرتبط

AWT IMAGE


AWT IMAGE


AWT IMAGE


AWT IMAGE


AWT IMAGE


AWT IMAGE


AWT IMAGE

AWT IMAGE

AWT IMAGE

..
:: متن مصاحبه مهندس جلالزاده رئيس هيئت مديره انجمن ::
 
در گفت وگو با مهندس علی اصغر جلال زاده  رئيس هيأت مديره انجمن مهندسی ارزش ايران
                                                                                           رويکردی خلاق
                                                                               برای بهبود عملکرد و کاهش هزينه ها
 
گفت وگو : يوسف ناصری
«مهندسی ارزش و مديريت ارزش »رويکردی خلاق، گروهی و سيستماتيک است که موجب ارتقای ارزشها و کاهش هزينه ها و بهبود عملکرد در پروژه های مهندسی و امور اداری و مديريتی می شود. روشی که در سال ۱۹۴۷ توسط مايلز (Miles) مهندس ارشد شرکت جنرال الکتريک بنيانگذاری شد ، امروزه در اغلب کشورهای جهان مورد استقبال قرار گرفته است. حدود ۷۰ درصد از ۶۹۸ شرکت ژاپنی که مورد بررسی قرار گرفته اند، از مهندسی ارزش در توليد محصولات و ارائه خدمات استفاده کرده اند. در کشورهای همسايه از جمله در عربستان سعودی نيز از اين روش برای استفاده بهينه از امکانات و منابع موجود و در دسترس استفاده می شود. سابقه به کارگيری اين متدولوژی در عربستان به ۱۵ سال قبل بر می گردد. در کشور ما ضرورت استفاده از اين روش برای مسؤولان و مديران قابل درک و جای اميدواری است که با بهره گيری از اين روش شاهد بهبود همزمان عملکرد و کاهش هزينه ها در کشور باشيم. در گفت و گو با مهندس علی اصغر جلال زاده، رئيس هيأت مديره انجمن مهندسی ارزش ايران به چگونگی و نحوه بهره گيری از اين روش در پروژه ها و حوزه ها و زمينه های مختلف اقتصادی، مديريتی، اجتماعی و حتی در زمينه کشت محصولات کشاورزی توجه شده است.
جلال زاده چندسالی را در دفتر استاد احمدحامی (پدر مهندسی عمران ايران) به کار مشغول و در طراحی کارخانه خاور نقش ايفا کرد. مدتی هم مديرعامل شرکت خانه سازی ايران بوده و مديرکل بازسازی سد سفيد رود در زمان مرمت آن بعد از وقوع زلزله رودبار و منجيل بوده است. گفت وگو با او در پی می آيد.

AWT IMAGE


به عنوان مقدمه بحث، چه تعريفی از مهندسی ارزش ارائه می دهيد؟
تا کنون تعاريف متعددی از مهندسی ارزش ارائه شده و به جای اين اصطلاح از اصطلاحات تحليل ارزش، مديريت ارزش و روش شناسی ارزش نيز استفاده می شود. مهندسی ارزش، يک ابزار نيرومند برای حل مسائل طرح ها،کاهش هزينه ها با حفظ يا بهبود کيفيت و کارايی است. مهندسی ارزش در سالهای پايانی دهه ۱۹۴۰ توسط آقای مايلز (Lawrence Miles) مهندس ارشد شرکت جنرال الکتريک در ايالات متحده شکل گرفت. از نظر مبتکر و بنيانگذار مهندسی ارزش، اين تعريف در مورد اين رويکرد خلاق و کارکردگرا مطرح شده است: «مهندسی ارزش رويکردی خلاق و سازمان يافته است با هدف شناسايی کارآمد هزينه های غيرضروری يعنی هزينه هايی که ، نه به کيفيت، نه به بهره برداری،نه به عمر مفيد، نه به زيبايی ظاهری و نه به مشخصات درخواستی کارفرما مربوط می شود.» البته می توان مهندسی ارزش را بازنگری خلاق سازمان يافته ارزشها و هزينه ها به منظور بيشينه (حداکثر ) کردن شاخص ارزش (هزينه تقسيم بر ارزش ) با کمی کردن ارزشها تعريف کرد. يا به عبارت ديگر مهندسی ارزش روشی برای تعيين اولويت ها و هزينه کردن پول و منابع برای کارهای اداری شاخص ارزش بيشتر و تخصيص بهينه منابع است. مهندسی ارزش يا مديريت ارزش را نبايد با تحليل های متعارف مربوط به کاهش هزينه اشتباه گرفت. زيرا روشی کارکردگرا، خلاق، جامع و پويا است و براساس تحليل کارکردها به بررسی جز به جز و خلاقانه در مقاطع مختلف از تعيين اهداف و برنامه ريزی طرح تا دوره بهره برداری پرداخته و موجب کاهش هزينه و زمان اجرا و حل مسائل پيش بينی نشده طرح می شود. مهندسی ارزش به سازمان های توليدی، خدماتی و عمرانی کمک می کند تا به طور مؤثرتری در بازارهای محلی، ملی و بين المللی با دستيابی به اين اهداف رقابت کنند:
۱ - کاهش هزينه ها و ضايعات ۲ - بهبود کيفيت و افزايش ارزش ۳ - صرفه جويی در زمان اجرای طرح و توليد
۴ - حل به موقع مسائلی که موجب کندی يا توقف کار می شود ۵ - استفاده بهينه و مؤثر از منابع موجود
مهندسی ارزش در بسياری از موارد می تواند تا ۳۰ درصد صرفه جويی در هزينه برآوردشده برای اجرای طرح را به دنبال داشته باشد.
چرا برای نامگذاری اين روش و رويکرد خلاق و گروهی از يک عنوان واحد استفاده نشده است؟
آقای مايلز مهندس ارشد شرکت جنرال الکتريک آمريکا در سال ۱۹۴۷ مأموريت يافته بود راه حلی برای جايگزينی موادو قطعاتی که به سبب کمبود، توليد را دچار مشکل می کرد پيدا کند . او دريافت که در مواردی با تغيير و جايگزينی برخی مواد و قطعات بدون اينکه کيفيت کاهش يابد حتی می توان آن را بهبود بخشيد و هزينه توليد کاهش پيدا کند. درواقع آقای مايلز روش تحليل ارزش را ابداع کرد و به عنوان يک استاندارد در شرکت مورد استفاده قرار گرفت.
تحليل ارزش اين است که اگر ما روان نويسی توليد کرده ايم بياييم جزء به جزء آنرا تحليل و آناليز کنيم و ببينيم هر قطعه آن چه کارکردی دارد و چه کار می کند. می گوييم آيا قطعه ديگری يا قطعه ای از جنسی متفاوت می توانيم جايگزين قطعه فعلی روان نويس کنيم که قيمت آن ارزانتر تمام بشود و به ارزشهای مورد نظر مشتری هم لطمه نزند. مثلاً به جای گيره فلزی می توان از يک قطعه پلاستيکی استفاده کرد که در برابر ضربه مقاوم باشد، زيباتر و ارزانتر هم باشد يا اينکه اين قطعه پلاستيکی ، سبک تر از گيره فلزی باشد و مشتری هم ، آن را بپسندد. روشی که مايلز ابداع کرد مورد استفاده شرکتهای ديگر و نهادهای دولتی آمريکا قرار گرفت و توسعه پيدا کرد. مهندسی ارزش هم بيشتر در کارهای مهندسی مثل پروژه های عمرانی و صنعتی به کار گرفته می شود. در مهندسی ارزش تلاش می شود ارزش يک محصول يا کالا بيشتر شود. با يک مثال می توان اين موضوع را بهتر توضيح داد. اصولاً چرا کسی رغبت پيدا مي کند که پژوی ۲۰۶ را خريداری کند و نه ماشين پيکان را؟ در حالی که در هر دو ماشين تعداد معينی سرنشين مي توانند سوار شوند. شايد اولين چيزی که به نظر می آيد موضوع کيفيت خودرو باشد. کيفيت يعنی ارزش. ارزش انواع مختلفی دارد. ارزش در يک اتومبيل شامل ايمنی آن هم می شود. اتومبيلی بهتر است که ايمن تر باشد و به لحاظ فيزيکی وقتی که انسان سوار ماشين می شود راحت تر باشد و ستون فقراتش درد نگيرد و آسيب نبيند. همچنين مطالعه آرگونومي  انجام شده باشد. يعنی اتومبيل با ساخت بدن مناسب تر باشد و بدن را خسته نکند. خودرويی بهتر است که بنزين کمتری مصرف کند کمتر محيط زيست را آلوده کند و دوام بيشتری داشته باشد. اگر خودرويی ظرف ۷۰هزار کيلومتر به تعمير نياز داشته باشد و خودرو ديگری در ۱۰۰هزار کيلومتر به تعمير بيفتد مسلم است اتومبيلی که ديرتر به تعمير نياز پيدا می کند بهتر است. وقتی اين موارد را به عنوان ارزش تعريف می کنند به صورت عينی تر با قضيه برخورد کرده اند. در پارچه بايد ، طرحش زيباتر و رنگ آن ثابت باشد. در همه اين موارد مهندسی ارزش با اين هدف به کار گرفته می شود که ارزشها را تغيير ندهند و يا ارتقا دهند ولی هزينه ها را پايين بياورند. در حقيقت هرچه را که مشتری بابت آن حاضر باشد پول پرداخت کند به عنوان ارزش تعريف می شود . ارزش اعتباری هم داريم که يک شخص از نوع خاصی اتومبيل ياوسيله گرانقيمتی استفاده می کند و ژست می گيرد يا مصرف کننده ای حاضر می شود بابت رنگ ماشين تفاوت ۵۰۰هزار تومانی را تقبل کند.
درمديريت ارزش برای هريک از عناصر ايمنی ، زيبايی، دوام وزن و ارزش خاصی در نظر می گيرند و به فرض با اعداد ۹-۱ ارزش هر عنصر را مشخص کنند. ممکن است ايمنی بالاترين ارزش را برای مشتری داشته باشد در نتيجه وزن آن را ۹ در نظر می گيرند و به رنگ وزنی برابر با ۴ می دهند. اين کار توسط جمعی آگاه و خبره انجام می شود و وزن ارزشها را با درنظرگرفتن ديدگاههای مختلف معين مي کنند .در گام بعدی آنها تصميم می گيرند با توجه به آن ارزش ها چگونه توليد کنند يا چگونه سرويس و خدمات موردنياز را ارائه بدهند که هزينه حداقلی را در بر داشته باشد.
به نظر می آيد مديريت ارزش عمدتاً جنبه راهبری مسأله را پيگيری می کند و مهندسی ارزش هم بيشتر در حوزه اجرايی و تکنيکی ظاهر می شود تا مسائل کلان يا امور غيرمهندسي؟
بله ؛ مديريت ارزش را در خانه و اداره می توان عملی ساخت. ممکن است يک کارمند حقوق ماهيانه ۳۰۰هزار تومان داشته باشد و مسکن، بهداشت، غذا ، تفريح و کتاب هم ارزش های زندگی هستند. در يک خانه چه جور مي شودمديريت ارزش کرد؟ به هرکدام از آن ارزشها بايد وزن خاصی داد. غذا بالاترين ارزش را دارد پس به آن بالاترين وزن هم داده می شود. بعد از غذا، مهمترين مسأله هم مسکن است و درمراحل بعد هم تفريح قرار می گيرد. درآمدخانواده بايد در جاهايی هزينه شود که بيشترين ارزش را ايجاد کند. در مرحله اول بايد به غذا اولويت داد. چون رشد و سلامت افراد خانواده موکول به آن است. اعضای خانواده مي نشينندو می گويند ما که اينقدر درآمد داريم بايد غذايی بخوريم که حداکثر کالری و ويتامين را به بدن برساند. اين عمل باعث می شود ضمن بالابردن کيفيت، هزينه کمتری پرداخت گردد. در مدرسه هم می توان از مديريت ارزش استفاده کرد. مدير مدرسه می تواند با معلمان همفکری داشته باشد تا در کارش مديريت ارزش کند. سؤال اين است که کارکرد مدرسه چيست؟ اينکه بچه های مردم را تربيت کنند، دانش لازم را به آنها بدهد و مهارت های زندگی و اجتماعی ارائه کند. در اين زمينه می توان با همفکري ، راهکارهای مناسب را پيدا کنند که دانش آموزان با شادابی و لذت به مدرسه بروند و اگر مدرسه تعطيل مي شود، آنها خوشحال نشوند. اين کار يعنی مديريت ارزش، يعنی ارزشی در مدرسه ايجاد کنند. اگر در مدرسه، بيشترين ارزش ايجاد شود، بچه ها بيشترين رغبت را برای رفتن به مدرسه پيدا می کنند و وقتی به مدرسه می روند بيشترين رغبت را برای يادگيری خواهند داشت. اين کار ديگر مهندسی ارزش نيست، بلکه مديريت ارزش است.
روش شناسی ارزش در چه مواردی کاربرد پيدا مي کند؟
روش شناسی يا متدولوژی ارزش جامع مهندسی ارزش، تحليل ارزش و مديريت ارزش است. فرض کنيد ما با مسأله ای به نام چهارشنبه سوری مواجه هستيم و استفاده ازترقه و ساير مواد محترقه خطراتی را به دنبال دارد. ما از طريق انجمن مهندسی ارزش ايران به آقای قاليباف شهردار تهران نامه نوشتيم و اعلام کرديم ماحاضريم برای شهرداری و شهرداری های مناطق و نواحی تهران در اين زمينه مهندسی ارزش انجام دهيم. اگر از ما خواسته شود که مهندسی ارزش مورد نظر را در اين زمينه انجام دهيم، بايد از چند روانشناس اجتماعی و جامعه شناس، از اعضای شورای شهر، نماينده شهردار، چند مدير مدرسه و معلم و چند جوان دعوت کنيم و از چند نفر از استادان ، نويسندگان و صاحبنظرانی که در مورد مسائل تاريخی و سنتی آگاهی دارند هم دعوت به عمل آوريم که در جلساتی به همفکری بپردازيم و کارکرد چهارشنبه سوری را تحليل کنيم. بايد به اين سؤالات پاسخ داده شود که چهارشنبه سوری چيست و چرا مردم اين مراسم را برپا می دارند؟ اگر اين کار برای مردم از نظر تاريخی، باستانی و فرهنگی يک ارزش تلقی می شود بايستی بگذاريم اين مراسم اجرا شود ولی بايد بگوييم که کمترين خسارت به جامعه وارد آيد. يعنی اجرای اين مراسم بدون جنبه های مخرب اجرا شود. چون جنبه مخرب و هر نوع کژروی، هزينه محسوب می شود. هزينه فقط خرج کردن پول نيست. ريسک هم هزينه محسوب می شود. در چنين جلسه ای و با حضور اين افراد، همه وارد مرحله خلاقيت می شدند. اولاً اين نتيجه گيری حاصل می شود که چهارشنبه سوری های سال های گذشته چه هزينه ها، خسارت ها و تلفاتی به دنبال داشته است و اصلاً انگيزه برگزاری اين مراسم در طول تاريخ چه بوده است؟ بايد مشخص شود که آيا می شود اين مراسم و سنت را به گونه ای سالم برگزار کرد و يا مراسمی را جايگزين آن کرد؟ در اين جلسه هر يک از اعضا آرا و نظرهای خود را ارائه می دهند و ارزش ها را تعريف می کنند. به هر يک از اين ارزش ها وزن لازم داده می شود و راهکارهايی هم به ذهن آنها خطور مي کند که با استفاده از بهترين راهکارها مردم می توانند اين مراسم را به گونه ای دلنشين تر و با حداقل خسارات و مشکلات اجتماعی برگزار کنند. ما برای حل مشکل آلودگی هوای تهران هم می توانيم از اين رويکرد استفاده کنيم. در اين خصوص، جلسه ای با حضور مسؤولان سازمان مديريت و برنامه ريزی، وزارت بهداشت، سازمان هواشناسی و سازمان حفاظت محيط زيست برگزار کرديم و قرار شد که اطلاعات لازم را برای ما بفرستند تا ما کارگاه مديريت ارزش را برگزار کنيم.
حتی در مورد برج جهان نمای اصفهان هم می توانيم از اين ابزار نيرومند بهره مند شويم. من به شهردار اصفهان پيشنهاد کردم که يک کارگاه مهندسی ارزش برگزار کنند و در اين کارگاه از نمايندگان يونسکو، سازمان ميراث فرهنگی و ساير نهادهای ذيربط بخواهند که نظرات و ديدگاه خود را ارائه دهند. در چنين کارگاهی می توان مشخص کرد که ساخت پروژه برج جهان نما چقدر هزينه دربرداشته و اگر بخواهند آن را تخريب کنند چقدر هزينه به دنبال آورد و اين هزينه معادل چه ارزشی است که به دست می آيد؟ آيا اساساً اين برج تأثير منفی روی ميدان نقش جهان دارد يا نه؟ اگر ساخت برج جهان نما به حريم بصری ميدان نقش جهان ضربه می زند بايد مشخص شود که اين ضربه معادل چقدر هزينه است؟ منطق فازی هم به ما می گويد بين صفر تا ۱۰۰ اعداد مختلفی وجود دارد و نبايد با نگاه صفر و صد به قضايا نگاه کنيم. در اين زمينه راه حل های متفاوتی وجود دارد و صرفاً اين نيست که بگوييم چند طبقه از آن برج بايد تخريب شود. من معتقدم برگزاری کارگاه مديريت ارزش در اين قضيه ضروری است. چون کسی هم در ميدان نقش جهان برنگشته که برج جهان نما را ببيند و براين اساس نتيجه بگيريم که اين ميدان، ميراث فرهنگی در معرض خطر است. کسی يا نهادی هم استاندارد بين المللی خاصی را ارائه نداده که تا چه محدوده ای نبايد ساخت و ساز بلندمرتبه صورت بگيرد.
در کارگاه مهندسی ارزش که يک کار خلاقه همگانی است، مزايا و معايب تعيين می شود. هر عيبی يک هزينه و هر خوبی و حسنی، يک مزيت و ارزش است. در اين قضيه هم بايد جمع حسن ها و ارزش ها مساوی يا بيشتر از هزينه ها و عيب ها باشد. من نمی گويم در اين کار الزاماً عيبی وجود ندارد ولی نبايد با جنجال و هياهو در اين خصوص موضع گيری کنيم. آمار و ارقامی در دسترس هست که نشان دهد منفعت حاصل از به کارگيری اين رويکرد خلاقه بر هزينه های آن فزون تر باشد. کاربرد مهندسی ارزش در گروه مهندسی ارتش آمريکا از سال ۱۹۶۴ شروع شده و تا سال ۱۹۹۹ منجر به ۳‎/۱ ميليارد دلار صرفه جويی شده است. متوسط نسبت صرفه جويی به هزينه های مطالعات مهندسی ارزش انجام شده يک به ۲۰ بوده است. يعنی در ازای يک دلار هزينه در ارتش آمريکا در زمينه مهندسی ارزش، بالغ بر ۲۰ دلار صرفه جويی شده است. همچنين در اداره طراحی بزرگراه های آنتاريو در کانادا در سال ۱۹۹۸ با انجام مطالعات مهندسی ارزشی حدود ۵۲ ميليون دلار صرفه جويی کرده اند. نسبت صرفه جويی به هزينه کل مطالعات و آموزش کارکنان، يک به ۶۹ بوده. يعنی هر يک دلار هزينه موجب صرفه جويی ۶۹ دلاری شده است.
صرفه جايی خالص و اجتناب از هزينه های غيرضروری گزارش شده از طرح های گروه مهندسی ارتش ايالات متحده (USACE) در سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۸ به ترتيب برابر با ۱۱۵ ، ۱۲۶ ، ۱۲۳ ، ۱۳۳ و ۱۵۰ ميليون دلار است.
ميزان صرفه جويی در سرمايه گذاری اوليه و اجتناب از هزينه های دوره بهره برداری و نگهداری در طرح های مطالعه شده در سالهای مالی ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۳ در دفتر عمران زمين ايالات متحده (USBR) برابر با ۹۳ ميليارد دلار بوده و کل هزينه های انجام شده مطالعات مهندسی ارزش در همين دوره برابر با ۳‎/۵ ميليارد دلار بوده است. يعنی در مقابل هر يک دلار هزينه حدود ۲۶ دلار صرفه جويی شده است. صرفه جويی حاصل از انجام مهندسی ارزش در بزرگراه های ايالات متحده در سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ بيش از سه ميليارد دلار بوده است. مطابق آمار ارائه شده توسط «برنامه کمک های بزرگراه های آمريکا»، سيصد و شصت و نه پروژه در بزرگراه های آمريکا را مطالعه مهندسی ارزش کرده اند. هزينه های اين مطالعات بالغ بر ۸‎/۳۳ ميليون دلار بوده و بودجه اجرايی اين طرح ها حدود ۱۹‎/۸ ميليارد دلار بوده است. تعداد کل پيشنهادهای ارائه شده در کارگاه های مهندسی ارزش دو هزار و ۱۹۸ مورد بوده که ۹۳۶ پيشنهاد مورد قبول قرار گرفته و موجب شده يک ميليارد و ۲۴ ميليون دلار صرفه جويی حاصل شود. نسبت صرفه جويی ۱۲۳ به يک است. يعنی در مقابل هر يک دلار هزينه برای مهندسی ارزش، ۱۲۳ دلار صرفه جويی شده است. در سال ۲۰۰۱ هم ۳۷۸ پروژه را با هزينه ۷‎/۲۹ ميليون دلار مهندسی ارزش کرده اند. بودجه اجرايی اين ۳۷۸ پروژه، بالغ بر ۱۸ ميليارد و ۸۸۲ ميليون دلار بوده است. در کارگاه های مهندسی ارزش ۲۰۱۳ پيشنهاد ارائه شده که ۱۰۱۷ پيشنهاد به مرحله اجرا درآمده و موجب ۸۶۵ ميليون دلار صرفه جويی شده است. نسبت صرفه جويی ۱۱۹ به يک بوده است. در سال ۲۰۰۰ نيز ۳۸۸ پروژه در بزرگراه های آمريکا مهندسی ارزش در مورد آنها اجرا شده، هزينه مطالعات مهندسی ارزش، مبلغ ۷ ميليون و ۷۸ هزار دلار بوده، بودجه ۳۸۸ پروژه هم ۱۶ ميليارد و ۲۴۰ ميليون دلار بوده است. در کارگاه های مهندسی ارزش هم ۲۰۱۷ پيشنهاد مطرح شده که ۱۰۵۷ مورد آن به تصويب رسيده و يک ميليارد و ۱۲۸ ميليون دلار صرفه جويی حاصل شده است. نسبت صرفه جويی اين پروژه ها هم ۱۴۵ به يک بوده است. يعنی در مقابل هر يک دلار هزينه مطالعات مهندسی ارزشی، دقيقاً ۱۴۵ دلار صرفه جويی شده است.
در عربستان هم ميزان صرفه جويی های مالی ناشی از به کارگيری مهندسی ارزش بسيار جالب توجه است. آقای اليوسفی رئيس سابق انجمن مهندسی ارزش عربستان در سميناری که در دانشگاه اميرکبير برگزار شد اعلام کرد طی سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ ميلادی، در عربستان ۳۰۰ پروژه را مهندسی ارزش کرده اند و اين کار ۱‎/۵ ميليارد دلار صرفه جويی داشته است. در اين صورت متوسط صرفه جويی برای هر پروژه بالغ بر ۱۵۰ ميليون دلار است. البته ميزان صرفه جويی هم به خلاقيت افراد و نوع پروژه ها بستگی دارد.
به غير از مواردی که تاکنون به آنها اشاره شده، چه حوزه های ديگری هم وجود دارد که می توان از مهندسی ارزش بهره گرفت؟
امروزه از مهندسی ‎/ مديريت و روش شناسی ارزش در زمينه های برنامه ريزی استراتژيک، خدمات، صنايع، کشاورزی، طرح های عمرانی، راه و خدمات، مهندسی محيط زيست، مراقبت های بهداشتی و خدمات درمانی، ساختمان های مسکونی، اداری و درمانی، مديريت منابع، مهندسی مجدد، تصميم گيری های مديريتی و حتی فردی می توان استفاده کرد. ما اگر در ساختن خانه هم از مهندسی ارزش استفاده کنيم وضعيت مناسب تری خواهيم داشت. خانه برای افراد وخانواده ها ارزش تلقی می شود. يک خانه خوب بايد متناسب با زندگی افراد باشد، اتاق، خواب کافی داشته باشد تا بچه ها در اتاق جداگانه استراحت کنند. در ساخت و سازها سطح زيربنا به عنوان هزينه محسوب مي شود. در نتيجه بايد کاری کرد که با حداقل سطح زيربنا خصوصيات مورد نظر صاحبخانه لحاظ شود. ژاپنی ها از ۷۰ متر سطح زيربنا محل مناسبی برای زندگی خود درست می کنند و از فضای خانه هم حداکثر استفاده را به عمل می آورند. شيوه استقرار تختخواب در ديوارهای منازل در ژاپن مصداق عينی اين موضوع است. اما ما ممکن است که خانه هايی با ۱۲۰ متر يا ۱۵۰ متر سطح زيربنا داشته باشيم ولی رضايت از سکونت در چنين خانه ای عايد ما نشود. چون ما به مهندسی ارزش در ساخت خانه توجه نداريم. در کشاورزی هم می توان از اين روش استفاده کرد. در کشاورزی از منابع مختلفی مثل زمين، آب، کود و سم استفاده می شود و محصول به دست آمده، سود حاصله از انجام فعاليت زراعی است. مهندسی ارزش در زمينه کشاورزی را از داشت و کاشت و برداشت می توان به کار گرفت و با توجه به شرايط اقليمی هر منطقه تصميم گرفت که کاشت چه محصولی مي تواند با عنايت به وضعيت بازار بيشترين ارزش را ايجاد کند. اين وظيفه و کار وزارت کشاورزی و ادارات کشاورزی استان ها است که به کشاورزان کمک کنند تا آنها بتوانند با کمترين هزينه، بيشترين ارزش را به وجود بياورند و با اين کار، رفاه کشاورزان و در نهايت ثروت ملی جامعه بيشتر شود.
جالب توجه است بدانيد عربستان با يک کار ژنتيکی که انجام داده توانسته از آب شور خليج فارس دانه های روغنی خاصی توليد کند. اقدامات مشابهی هم ما می توانيم انجام بدهيم و برای مثال جنگل های حرا در استان هرمزگان را می توانيم برای خوراک دام و طيور مورد استفاده قرار دهيم و يا اگر خاصيت های قابل توجهی در اين جنگل ها پيدا کنيم مي توانيم به فرض کانال هايی به طول يک کيلومتر از دريا به سمت خشکی ايجاد کنيم و دامداری را در آنجا ترويج بدهيم. من نمي گويم که الزاماً اين کار عملی است ولی به هر حال بايد فکر کنيم که از منابع موجود چگونه مي توانيم حداکثر استفاده را به عمل بياوريم. در انبوه سازی ساختمان های مسکونی هم مي توانيم از اين روش استفاده کنيم. ما حتی اعتقاد داشتيم که در بازسازی بم مي شود با استفاده از مهندسی ارزش، کاری کنيم که ارزش بيشتری با هزينه ای کمتر ايجاد شود. برای اين کار در حال حاضر هم مي شود دست به کار شد و به اصطلاح هنوز دير نشده است. چندی پيش ما، در زمينه صنايع دستی توانستيم مهندسی ارزش انجام دهيم. مبنای کار بر اين اساس بود که چگونه مي توان وسايلی شکيل تر و ارزان تر ساخت و به بازارهای جهانی عرضه کرد. الآن در بسياری از کشورها روی ساخت عروسک مهندسی ارزش صورت مي گيرد و اقداماتی انجام مي دهند که ارزش ها را بالا ببرند و هزينه ساخت عروسک ها را کاهش بدهند و بتوانند به بازارهای جهانی راه پيدا کنند و بعد ما با تعجب مي گوييم چرا کالاهای چينی به بازارهای جهانی راه يافته اند. واقعيت اين است که آنها به مهندسی و مديريت ارزش روی آورده اند. به کارگيری مهندسی ارزش موجب روان سازی کارها و امور اداری هم مي شود. ممکن اسن در ادارات ما، روی يک نامه ۶ امضا از چندين نفر از مسؤولان يک اداره باشد. در اين زمينه بايد پرسيد که آيا همه اين امضاها بر تسريع کار مشتری يا متقاضی تأثير دارد يا خير؟ اگر برخی امضاها بر کيفيت و چگونگی تصميم گيری نامه يا يک درخواست اثر نمي گذارد بايد مسير را کوتاه تر کرد و وقت برخی از مسؤولان نيز که به خاطر امضاهای غيرضروری هدر مي رفت، صرف کارهای ضروری مي شود. اصلاً دولت الکترونيک هم به همين علت به وجود آمده است تا در تسريع امور، کمک رسان جامعه باشد و کارها با هزينه کمتری انجام شود. اگر در کشور ما هم دولت الکترونيک به طور کامل عملی گردد از ميزان رفت وآمدهای درون شهری که به خاطر پيگيری نامه های اداری است کاسته مي شود.
با در نظر داشتن ميزان سودمندی به کارگيری اين روش ابداعی آيا الزام و اجبار قانونی در کشورهای پيشرو برای اجرای پروژه های عمرانی وجود دارد؟
مطابق بخشنامه A-131 اداره مديريت و بودجه ايالات متحده، کاربرد مهندسی ارزش در کليه طرح های با برآورد بيش از يک ميليون دلار ضروری است.
چرا اين کار در طرح های با بودجه کمتر از يک ميليون دلار اجباری نيست؟
از ديد آنها يک ميليون دلار رقم بالايی نيست ولی در پروژه هايی که بين ۵۰۰ هزار دلار تا يک ميليون دلار بودجه دارند، مدير مربوطه مختار است تصميم بگيرد که مهندسی ارزش انجام بدهد يا نه. اگر احتمال صرفه جويی وجود نداشته باشد معمولاً مدير دست به اين کار نمي زند. انجام مهندسی ارزش در پروژه های زير يک ميليون دلار بستگی به وجدان و ديدگاه مدير دارد. براين اساس، در پروژه های پيچيده که ممکن است انجام پروژه باعث پنهان شدن هزينه های زائد شود اين کار انجام مي شود.
در مجموع با چنين کارهايی است که آمريکايي ها قدرتمند مي شوند و بعد به دنيا زور مي گويند. در حالی که در دين اسلام با اينکه اسراف، حرام است ولی ما مردمی با پول کم و اسراف گر هستيم. ما نيز برای اينکه قدرتمند شويم و زور نشنويم بايد صرفه جويی کنيم و اين صرفه جويی برای ما واجب است. شايد ما لازم باشد برای طرح های بالای ۱۰۰ دلار از مهندسی ارزش استفاده کنيم. در ارتش آمريکا در سال ۱۹۶۴ يعنی از زمان به کارگيری مهندسی ارزش تا سال ۱۹۹۴ به ميزان ۳‎/۱ ميليارد دلار در اين زمينه صرفه جويی شده است. اگر هر ۱۰۰ ميليون دلار از اين رقم را به يک کشور وام بدهند که سياست آمريکا را تأمين کند بسيار به نفع آمريکايي ها تمام مي شود. به جای اينکه مبلغ کلانی را هدر بدهند، آن را صرفه جويی کرده و به کشورهای ديگر وام مي دهند. ما بايد ببينيم آنها از چه ابزاری استفاده مي کنند و توانمند مي شوند، اگر آن ابزار مجاز و مؤثر است ما چرا از آن استفاده نکنيم.
البته برای آنها ميزان صرفه جويي ها بالاتر از سه ميليارد دلار خواهد شد. چون دستاوردی که در يک پروژه کسب مي شود در پروژه های مشابه مؤثر واقع خواهد شد و اين هم جزو صرفه جويی بايد به حساب بياد.
مطابق دستورالعملی که اداره طراحی بزرگراه های انتاريوی کانادا دارد برگزاری کارگاه ۳ تا ۵ روزه مهندسی ارزش در طرح های کوچک الزامی است. در طرح های متوسط برگزاری الزامی يک کارگاه ۵-۳ روزه و يک کارگاه مهندسی ارزش به صورت انتخابی و اختياری در نظر گرفته شده است. در طرح های بزرگ هم دو کارگاه اجباری و ۲ کارگاه انتخابی پيش بينی شده و در طرح های بسيار بزرگ نيز، يک کارگاه ۳ روزه، دو کارگاه پنج روزه و يک کارگاه ۵-۳ روزه ضرورت دارد. براساس محاسبات انجام شده، به هر اندازه که کارگاه مهندسی ارزش در مراحل اوليه اجرای طرح برگزار شود، ميزان صرفه جويی هم بيشتر خواهد شد. بيشترين صرفه جويی هنگام تعيين استانداردها و تعيين خط مشي های طراحی است. يعنی اگر تعيين استانداردها براساس نتايج تحقيقات صورت گرفته شده و استفاده از تجربه های قبلی و ديگران باشد بيشترين صرفه جويی عايد ما مي شود. به همين دليل، در دنيا بر انجام تحقيقات و روزآمد کردن اطلاعات و استانداردها بسيار تأکيد مي شود. در حالی که اهميت انجام تحقيقات در کشورهای در حال توسعه و از جمله در کشور ما مورد غفلت قرار مي گيرد.
وقتی ما به تحقيقات کمتر اهميت مي دهيم به همان نسبت توليدات ما گران تر تمام مي شود و کيفيت و ارزش توليدات ما نسبت به توليدات کشورهای ديگر کاهش پيدا مي کند و ما از اين بابت زيان هنگفتی را متحمل مي شويم. چون اين زيان برای ما ملموس نيست، سعی نمي کنيم رفع مشکل کنيم. برای مثال شرکت بوش (Boush) که توليداتش هم در ايران وجود دارد در سال ۲۰۰۴ ميلادی بالغ بر ۲‎/۹ ميليارد يورو معادل ۳ ميليارد دلار هزينه برای انجام تحقيقات اختصاص داده بود. در صورتی که ميزان بودجه پژوهشی کشور ما نسبت به توليد ناخالص ملی ساليانه حدود ۰‎/۴ درصد بوده و رقم بودجه تحقيقات در کشور ما شايد به ۲‎/۸ ميليارد دلار برسد، اين بودجه را بايد با بودجه شرکت بوش مقايسه کرد تا تفاوت ها مشخص بشود. به اعتقاد من، پژوهش بايد در صنايع ما الزامی بشود و صنايع ما با دانشگاه های ما ارتباط مؤثر و مستمر داشته باشند. در اين صورت مي توانيم اميدوار باشيم که صنعت ما از وضعيت کنونی خارج شود. در صنعت ما به ندرت يک درصد درآمد و فروش را به تحقيقات اختصاص مي دهند، در حالی که در همان شرکت بوش، هزينه تحقيقات برابر با ۷‎/۲ درصد فروش است. ما اگر مي خواهيم در تجارت جهانی موفقيت کسب کنيم بايد تحقيقات برای ما به الزام تبديل شود. چون مي خواهيم با حداقل هزينه، بيشترين ارزش را توليد کنيم.
چه نسبتی بين مديريت ارزش و عقلانيت وجود دارد؟
مديريت ارزش، عين عقلانيت است و روشی منظم و سيستمی و راهکار مشخص و گام به گام ارائه مي دهد. ممکن است زمانی اين عقلايی باشد ولی به صورت خام و تنظيم نشده با يک مسأله برخورد شود. به هر حال در اين حالت، عقلانيت به کار گرفته مي شود ولی نظم يافته و گام به گام نيست. اگر همان کار را به صورت گام به گام انجام دهيم و آن را تابع يک منطق معين سازيم با عقلانيت نظام يافته مواجه هستيم. عقلانيت نظام يافته از خرد جمعی استفاده مي کند.
يک معنای عقلانيت هم حسابگری است...
در عقلانيت لزوماً خلاقيت وجود ندارد ولی خلاقيت يکی از ارکان مهم مديريت ارزش است. به عبارتی مي توان گفت که عقلانيت يک امر دربسته و متشکل از اجزای مختلفی است ولی در مديريت ارزش، اين اجزا مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد. به همين دليل مي گوييم اين روش کارکردگرا هست که بايد بتوانيد کارکردهای خاصی را تعريف کنيد. بايد توجه داشته باشيم که بهبود کيفيت و کاهش هزينه های طرح از طريق مهندسی ارزش را نبايد ناشی از عدم مطالعه کافی يا کم دقتی در بررسی تأمين اقتصادی طرح در مرحله مطالعات توجيهی يا تعيين مشخصات فنی بپنداريم. يعنی نبايد تصور کنيم که مشاور، در کار مطالعاتي اش به خوبی عمل نکرده است. در واقع شرايط خلاقه کارگاه مهندسی ارزش است که يک گزينه بهتر را ارائه مي دهد.
در زمان طراحی، آن خلاقيتی که موجب کاهش چشمگير هزينه ها مي شود بروز پيدا نمي کند؟
طراح به تنهايی نمي تواند اين کار را انجام بدهد. اين، يک گروه هستند که با همديگر همفکری مي کنند. خلاقيت هم يک پديده دستوری نيست. چيزی است که يک مرتبه به ذهن انسان مي رسد و پيشنهادی با توجه به فکر و طرح نخست ارائه مي شود. شايد فرد و گروه دوم در مرحله اول، فکر اوليه به ذهن شان خطور نکرده باشد ولی همين که فکری مطرح مي شود ممکن است يک فکر و نظر بهتر مطرح گردد. يکی از ويژگي های مهندسی ارزش در سينرژی يا همنوايی آن نهفته است که وجود افراد را به همديگر نزديک تر مي کنند تا با همفکری ايده جديد و بهتری ارائه بدهند.
درکشور ما ميزان استفاده از مهندسی و مديريت ارزش تا چه اندازه رايج شده است؟
در برنامه سوم توسعه به ضرورت استفاده از مهندسی ارزش اشاره شده بود و در برنامه چهارم توسعه هم بر اهميت به کارگيری اين روش تصريح شده است.
سازمان مديريت و برنامه ريزی با تهيه و تدوين درسنامه مديريت ارزش، قرارداد تيپ و لحاظ کردن آن در مديريت عمومی پيمانها و قراردادها درصدد ترويج مديريت و مهندسی ارزش است و به تدريج سطح آگاهی مديران و کارفرمايان کشور نسبت به اهميت استفاده از اين روش ارتقا پيدا کرده است. ما هم اين توانايی را داريم که به نحو بهينه از منابع کشور استفاده کنيم و ارزش بيشتری هم خلق کنيم.
در چارچوب فعاليت هايی که انجمن مهندسی ارزش ايران انجام می دهد، طی چهارسال گذشته حدود ۴۰ طرح و پروژه را مهندسی ارزش کرديم و بالغ بر ۱۳۰ ميليارد تومان صرفه جويی به عمل آمد وکارگاههای آموزشی مختلفی را در همين زمينه برگزار کرديم واز استادان دانشگاههای داخل کشور چند نفر هم شرکت کردند ودر ضمن از آنها شهريه ۸۰۰ هزار تومانی را دريافت نکرديم.
چون معتقديم اگر استادان دانشگاه در چنين کارگاه هايی شرکت کنند، در آينده باعث می شوند کادرهای مجرب و توانمندی از دانشگاههای ما فارغ التحصيل شوند. هرچقدر استادان دانشگاههای ما به اين ابزار مسلح شوند بهتر می توانيم از منابع محدود کشور در راستای توسعه بهره برداری کنيم و قادر خواهيم بود از هدر رفتن آنها جلوگيری کنيم. در حال حاضر هم در مقطع کارشناسی ارشد در بعضی از دانشگاههای ما دانشجويانی در زمينه مهندسی ارزش آموزش می بينند ولی ما، نيازمند اين هستيم که در مقطع کارشناسی هم دراين خصوص دانشجويانی تربيت کنيم. ضمناً مهندسی و مديريت ارزش را نبايد مختص کارهای فنی و مهندسی دانست. حتی در رشته های اداری هم مي توانيم از اين رويکرد بهره مند شويم. چون در يک اداره هم می توان از مديريت ارزش استفاده کرد. استفاده از مديريت ارزش در ادارات و سازمان ها موجب گسترش همفکری و بهبود روابط افراد شاغل در آنها می شود و صميميت در فضای کار افزايش پيدا می کند. هم اينک ارتباط صنعت و دانشگاه در ايران برقرار شده ولی اين کار به صورت تعريف شده و سيستمی نيست. مهندسی و مديريت ارزش مي تواندعاملی مؤثر در توسعه سيستمی روابط دانشگاه و صنعت در ايران باشد و از اين طريق پيشرفت و توسعه کشور تحقق پيدا کند و توان رقابت ما را در حوزه های اقتصادی و صنعتی برای حضور در بازارهای جهانی ارتقا دهد.
دفعات مشاهده: 7375 بار   |   دفعات چاپ: 853 بار   |   دفعات ارسال به ديگران: 239 بار   |   0 نظر

كد امنيتي را در كادر بنويسيد >
   
ساير مطالب اين بخش ساير مطالب اين بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان
Society of iranian value engineering
Static site map - Persian site map - English site map - Created in 0.083 seconds with 644 queries by AWT YEKTAWEB 2.0.6.5